بشارت عشق
سپاس و ستايش بيكران خداوند سبحان را كه ظلمتكده عالم امكان مرا با اهل دلي از تبار عاشقان خويش آشنا ساخت تا در محفل پرفروغش كه نام زيبنده «مكتبالزهرا» ميدرخشد، زانوي تلمذ زده و خاك قدومش را توتياي چشمان بينور خويش نمايم، باشد كه در كوي ارادتمندان صابرش راه يابم. از آن زمان كه در حلقه دوستي مادر روحاني خود، خانم «رقيه خاتون حيدري» قدم نهادهام، آموختهام كه حقيقت وجود زن، درّ درخشندهاي است كه بايد در صدف حجاب و عفاف مستور گردد تا از دستبرد نااهلان روزگار، مصون مانده و حقيقت فطرتش چون بزرگ بانوي اسلام، حضرت فاطمه زهرا(س)، پاك و مطهر گرديده و رنگي از غبار خواستههاي نفساني بر خود نگيرد و تلألؤ باطنياش را هيچگاه از دست ندهد.
ايشان كه خود مرآت خفيه وجود خويش را در سايهسار درخشش انوار خورشيد اسلام، پاك و مطهر گردانده، تابش مهر خود را از شاگردان پيرو مكتبش هرگز دريغ نداشته و با كلمات ملكوتياش، صداقت و طهارت را بر سينههاي نيازمند شيفتگان راه ولايي ارزاني ميدارد و بدينسان صراط ولا را فراروي ما مستقيم مينمايند.
عطرافشاني گلواژههاي سخنانش كه برگرفته از معارف قرآن است، همواره دلهاي مشتاق و سينههاي نيازمند را مينوازد. به بيان ايشان، قرآن و دستورات آن، باب معرفت را ميگشايد و راهگشاي آدمي در بيراهه است.
در حقيقت، قرآن معلمي رباني است كه عاملان مكتب آن، كاملان بهشت رحماناند و جايگاهي زيبا براي خود در جنت مقربين رحيمي مهيا نمودهاند. ايشان نمونهاي بارز از پيروان كتابالله است كه با باطني آسماني، مشتاقان كمال و جمال رحيمي را بال پرواز بخشيده و به حقايق آسماني واصل ميگردانند.
و ما مشتاقان كمال انساني و رهروان طريق قرآني كه در محفل معنوي «مكتبالزهرا» تسليم و سرسپرده فرمان حضرت پروردگار خويش گشتهايم، خاطرمان از اين انديشه آرام است كه مادر روحانيمان رهپوي اهداف انبيا و اوليا ميباشد. او كه مشتاق هدايت شيفتگان ولايي است و نسبت به عابدان مؤمن، لطيف و مهربان است.
و به راستي قلم از بيان عظمت وجود نورانياش در هم ميشكافد و درياي سخن از وصف كرامتش پايان ميپذيرد؛ چرا كه ايشان جميع نيازمندان «مكتبالزهرا» را بهرهمند از فروغ مهتابين حضرت رب مينمايد.
هان چه زيباست در وراي ابرهاي تيره و تار درون، نوري از انوار بيكران توحيد محض بدرخشد و اميد و عشق را بشارتبخش جان مشتاقان نمايد.
حال اي مادرم كه سراي پرسرور وجودم همه از فضل و كرامت توست! به پاس مهربانيات همواره در لوح وجود خويش ميستايمت. تو را كه وجود محتاج مرا در دامن مادرانهات پروراندي و در بوم زندگيام، نقش تصويري از عشق به ارمغان گذاشتي. آندم كه در سكوت خلوتهاي شبانهام، فرياد واحسرتا سر ميدادم و آشيان آرام عشق را طلب مينمودم ، تو نجاتبخش قلب محتاجم بودي و راه و رسم درستزيستن را به من آموختي.
تو دعـاي مني، تو ذكر مني
ذكر و فكر و دعا نميخواهم
به اميد آنكه از كوثر جانبخش كلمات رحيميات، روح و جان خويش را طهارت بخشيده، قدم در راه اسلام و ايمان زنيم و حديث شكر روايت كنيم.
فائزه كنشلو/مکتب الزهراء(س) شهرک مدرس
***
